محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1686

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

اشتعال يافته دسته‌جات سواره و عساكر خراسانى بعضى متفرّق شدند و برخى به ركاب و الا آمده از سالار تبرّى نمودند . سالار پسران خود را با جعفر قلى خان و سليمان خان دره‌جزى و شاهرخ خان قاجار كرمانى برداشته به جوين گريخت . سليمان خان دره‌جزى نيز نزد نواب حمزه ميرزا آمده اظهار عبوديت كرد و معروض داشت كه سالار مىخواهد در قلعه كلات متحصّن شود . نواب معظّم او را مأمور دره‌جز و دفع سالار نمودند . سالار امير اصلان خان پسر خود را با نقود و جواهر به كلات فرستاد كه اگر بكلّى مقهور گردد خود نيز بدانجا رود . مردم كلات امير اصلان خان را راه ندادند و او در خارج كلات بماند . سالار نيز از جوين به بوزنجرد آمده ، بوزنجرديان او را نپذيرفتند ، لهذا با جعفر قلى خان به طرف آخال راند و چون چهل هزار تومان وجه نقد همراه داشت تركمانان به طمع زر سالار و همراهان او را پذيرائى كرده قرااوغلان آن بيگى آنها را به يورت و آلاچيق خود جاى داده و طايفهء توقتمش را كه تابع وى بودند نزد سالار آورد و اظهار خصوصيّت نمود . از آن طرف نواب حمزه ميرزا كه سالار را تعاقب مىكردند به بوزنجرد رسيدند و چون شهر مشهد را نظمى نبود ابراهيم خليل خان را روانهء ارض اقدس كردند و ميرزا محمّد على خان را به حكومت بوزنجرد و آن نواحى برقرار كرده خود نيز به مشهد مقدّس رفتند . محمّد على خان چون در بوزنجرد بدسلوكى كرد مردم به سالار و جعفر قلى خان ايلخانى متوسّل شدند . سالار و ايلخانى با قرااوغلان و دو هزار سوار به بوزنجرد آمده اين شهر را متصرّف شدند و محمّد على خان مقتول شد و قشون ابوابجمعى او در ارك محصور گشته در مدافعه مىكوشيدند . نواب حمزه ميرزا از ماجرى خبردار شده تعليقه به يزدان ويردى خان بن رضا قلى خان زعفرانلو نوشته او را مأمور بوزنجرد نمودند و محمّد ولى خان قاجار نايب را نيز با لشكرى بدان ساحت فرستادند و خود نيز عازم بوزنجرد گرديد . ايلخانى و سالار چون دانستند كه مرد ميدان مقاومت نيستند بعضى از طوايف شادلو را كوچ داده و تراكمه و اكراد اسير بسيار از سربازان خاصه از طايفهء بيات برداشته روانهء آخال شدند و نواب حمزه ميرزا به بوزنجرد آمدند و با آنكه برف باريده و مسالك را صعب نموده قصد تعاقب سالار و ايلخانى كردند و به مانه كه محلّ سكناى ايلخانى و طوايف شادلو